تبليغاتX
برای تو می نویسم...

برای تو می نویسم...

 

ای کاش

  همه در خواب بودند

      جز ماه که به ستاره هایش می خندید

و روزگار که از حال دل من می ترسید

      و راه که منتظرم بود

درختان تماشایم می کردند و خط سفید کناره جاده

                       دم از رفاقت می زد

      ای کاش که با من بودی....

و تاریکی را می دیدی که چقدر با محبت بود

          و غم را میدیدی که سرافکنده در کنارم می آمد

و زندگی

    آن شب که چقدر سخت می گذشت

            و در سینه تنگم نفس سنگینی می کرد

 

و دستهایم می لرزید

           و بغض گلویم را می فشرد

 

           همه در خواب بودند

          ای کاش پرنده ام را داشتم

          حتی در قفس

لااقل هر روز طلوع خورشید را نشانش می دادم

و هرشب ستاره ها را با هم می شمردیم

          و دفتر حضور وغیاب همه را حاضر می زدیم

سرش را گرم می کردم و به سؤالی از تبار عشق

                       و یا جوابی از جنس محبت

        ای کاش پرنده ام را داشتم

لااقل بود و غمش را نمی خوردم

ای کاش پرنده ام را داشتم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:28  توسط سمانه  | 


This Template Designed By somayeh-naz.
All Rights Reserved












Rolling Credits

This script allows you to:


Place

text

descriptions

of

any

sort

and it will

scroll up

the page

until its done.

You can even

make Links.

Or

use

images.


tkbleak.com